Menu
Close Menu
 
شهردار فرخ‌شهر

مهندس سید عبدالحسین حسینی
 
 
تور مجازي گردشگري
آرشیو  
  آبان 96  (15)
  مهر 96  (14)
  شهریور 96  (11)
  مرداد 96  (17)
  تیر 96  (19)
  خرداد 96  (22)
  اردیبهشت 96  (31)
  فروردین 96  (4)
  اسفند 95  (8)
  بهمن 95  (17)
  دی 95  (21)
اوقات شرعی
آمار سایت
آنلاین ها
50
امروز
240
دیروز
309
هفته
3443
ماه
93617
کل
141128
 
پیوندها
emam

farsan-rahbari

riiisat 4575

3

6

aa

sh-chb

bib
شاعران و ادیبان

فرخ شهر یکی از بزرگترین شهرهای چهار محال و بختیاری و از شهرهای تاریخی و قدیمی این استان است و وجود بیش از 120 شاعر یکی از افتخارات این شهر به شمار می آید.

سرزمین چهارمحال وبختیاری که فرخ شهر در آن واقع شده یکی از قدیمی ترین نواحی در بردارنده ماواهای انسانی است.

فرخ شهر که همواره یکی از آبادترین وپررونق ترین نواحی چهارمحال و بختیاری بوده است نیز قدمت زیادی دارد و شواهد متعددی موید این ادعاست.

در ابتدا فرخ شهر در کنار راهدارخانه ای در دامنه کوه "رخ"، که از  موقعیتی راهبردی برخوردار بود و در کنار جاده ای که از طرف "گابه" یا "گبیانه" (اصفهان کنونی) به دشت "سوزیانا" (خوزستان کنونی) امتداد می یافت، بنا شد.
 
هنوز دردامنه شرقی کوه رخ آثاری از سه جاده درآن زمان وجود دارد، که بنای اولیه آنها از دوره ایلامی هاست.
 
همچنین سکه های متعلق به دوران پیش از اسلام که به طور پراکنده و اتفاقی در این منطقه یافت شده، حکایت از قدمت  این شهر به دوران پیش از اسلام دارد.
 
قهفرخ نام پیشین فرخ شهر، در سال 1349 به پیشنهاد جمعی از اهالی و با اهتمام شهردار وقت به فرخ شهر تغییر یافت.
 
این تغییر با استناد به نام "کی فرخ" یکی از پادشاهان پیشدادی در دوران پیش از اسلام انجام گرفت.
 
در وجه تسمیه قهفرخ چنین استدلال می شود که، "قهفرخ" معرب واژه "کُه فرخ" مخفف "کوه فرخ" است و از آنجایی که این شهر (در گذشته روستا بوده است) با کوه رخ همجوار بوده، کلمه "کوه فرخ" به مرور زمان و در اصطلاح عامیانه به "که فرخ" و به دلیل تأثیر زبان عربی در این منطقه به "قهفرخ" تبدیل شد و به مرور زمان بر اثر استعمال زیاد در  تلفظ عامیانه به قهفرخ تغییر یافته است.
 
ابن بطوطه جهانگرد مسلمان مغربی که در اوایل قرن هشتم هجری می زیسته است در توصیف خط سیر سیاحتی خود از شوشتر و مال امیر به سوی اصفهان به منزلگاهی به نام "کریوة الرخ" اشاره می کند که آخرین منطقه تحت حکومت اتابکان لر به حساب می آمده و وی پس از آن به مناطق وابسته به اصفهان رفته است.
 
سردار اسعد بختیاری در کتاب خود "تاریخ بختیاری" می نویسد احتمال دارد، کریوة الرخ همان کهفرخ یا قهفرخ باشد.
 
شهر فرخ شهر دارای قدمت و تاریخ فراز و نشیبی است  و این شهر یک از شهرهایی است که شاعران بسیار زیادی را در خود پرورانده است.
 
بر اساس اطلاعات و آمار این شهر از ابتدا تا کنون بالای120 شاعر دارد و شاعران این شهر روز به روز در حال افزایش است.
 
این شهر دارای  شعرای بزرگی است که هر کدام در دوره مختلفی شعر سروده است.
 
در زیر به معرفی شعرای قدیمی و شعرای معاصر این شهر می پردازیم.
 
مقبل  (830 -910 هجری قمری)
 
ملا محمد متخلص به مقبل اولین شاعر  فرخ شهر و چهار محال وبختیاری است. وی در اواخر عصر تیموری و اوایل دوره صفوی می زیسته است.
 
از این شاعر گرانقدر تنها یک شعر که در آن به مدح امام حسین (ع) پرداخته، باقی مانده است.
 
سالک (1100- 1200هجری قمری)
 
ملا محمد صادق متخلص به سالک، در زمان نادر شاه افشار و مدیحه سرای یکی از سرداران معروف وی به نام محبعلی بیک بوده است.سالک علاوه بر هنر شاعری در خوشنویسی و نگارش خط نسخ مهارتی شایان توجه داشته است.
 
حبیب (وفات 1200هجری قمری)
 
حاج محمد قلی معروف به حاج ملا آقا بابا و متخلص به حبیب، مکتب دار شهر قهفرخ بود که به تعلیم اطفال می پرداخت، حبیب به فارسی و عربی  شعر می سروده و نصابی از واژه های ترکی برای آموزش این زبان به کودکان تنظیم کرده است.
 
حداد (1130-1178  هجری قمری)
 
نام وی استاد عبدالله و پیشه اش آهنگری بود و بدین سبب در شعر "حداد" تخلص می کرد. وی در فن طبابت نیز صاحب مهارت بوده است.
 
سرحدی  (1196-1255هجری قمری)
 
حیدر علی ملقب به آقا بابا و محمد مفیذ، متخلص به سرحدی از شاعران خوش طبع و شیرین سخن قهفرخ است. پدر حیدر علی از طایفه اسوند بختیاری و مادرش خواهر میرزا عبدالطیف متخلص به لطیفی و نوه ملا صادق (متخلص به سالک)، که هردو از دانش ریاضیات و هنر شاعری بهرمند بوده اند. پدر حیدر علی وی را برای تعلیم به استاد مکتب خانه ای سپرد.
 
حیدر علی ظرف مدت سه سال، خواندن و نوشتن برخی فنون ادبی را فرا می گیرد و سپس همراه دائی خود لطیفی، به اصفهان رفت و همان  جا ادامه تحصیل داد. از آنجا که صاحب ذوق و دارای طبعی لطیف بود و به سرودن شعر علاقه داشت، به  فرا گیری علم عروض و قواعد شعر پرداخت.
 
وی پس از 15سال برای مرگ پدر به زادگاهش قهفرخ بازگشت و در آنجا سکنی می گزیند. با دختر یکی از بزرگان محل ازدواج می کند ودر سن 30سالگی صاحب پسری می شود. دوازده سال بعد این کودک خردسال که بسیار عزیز و مورد علاقه پدر بود، از دنیا می رود. مرگ فرزند و داغ او بر سرحدی بسیار ناگوار و دشوار می شود به گونه ای که مدت ها به سوگواری می پردازد و به یاد او بسیار می گرید.
 
پس از آن سرحدی که دیگر یارای ماندن در خانه و آبادی را ندارد در کوه رخ ساکن می شود و راهداری گردنه رخ را بر عهده می گیرد و از این طرق امرار معاش می کند.
 
سرحدی در سن پنجاه و یک سالگی به اصفهان عزیمت می کند و در همان جا دار فانی را وداع می گوید.
 
صفائی (1272-1302 هجری قمری)
 
میرزا احمد متخلص به صفایی شاعری نکته سنج، که دل به دلدار باخت و شعرش را درآرزوی وصل یار سرود. وی سالکی و عاشقی است شیفته جمال محبوب بی همتا که شعرش همه شِکوه از فراق یار دارد و از زاهد نمایان ریاکار بیزاری می جوید. اشعار صفایی مزین به انواع  آرایه های لفظی و معنوی و حاکی از لطافت و روانی طبع دارد.
 
آصف (1273-1339 هجری قمری)
 
میرزا محمد معروف به کربلائی میرزا متخلص به آصف از شاعران و عرفای نامدار و مشهور فرخ شهر است. وی که به رموز و فنون شعر آگاهی و تسلط داشته است از شعرای بزرگ و توانای چهارمحال و از مفاخر ارزنده و مداح اهل بیت (ع) در این دیار به شمار می رود. وی از راه زراعت و بقالی امرار معاش می کرد.
 
منظومه ای به نام سروش و دیوانی بر چندین هزار بیت شعر در قالب های غزل، قصیده و قطعه از آصف بر جای مانده است که بسیاری از این اشعار در مدح و رثای اهل بیت (ع) است.
 
سروش نامه آصف در سال 1378 توسط حاج منصور قادری و به اهتمام و تصحیح آقای سعید کیان پور به زیور طبع آراسته شد و توسط انتشارات آصف مجموعه غزلیات با نام "درد عشق" و مرثیه و مدایح ائمه و بالاخص امام حسین (ع) با نام "اشک افق" به چاپ رسید.
 
 در سال 1296  هجری شمسی سیل فرخ شهر را فرا می گیرد و تلفات جانی و خسارات مالی فراوانی از جمله آثار مکتوب و دست نوشته های آصف را بر جای می گذارد.
 
وامق
 
نام او ابوالقاسم فرزند ابراهیم و برادر میرزا محمد آصف است.
 
وامق بر خلاف آصف حتی سواد خواندن و نوشتن هم نداشت و مکتب، معلم ندیده بود، اما استعدادی سرشار در سرودن شعر داشتند.
 
وی اشعار زیادی سروده که برخی از آنها سینه به سینه نقل شده و به دلیل مکتوب نبودن آن ها، بسیاری از اشعارش از بین رفته است.
 
مطبوع (1280- 1345 هجری قمری)
 
مرحوم عبدالغنی متخلص به مطبوع در مکاتب مرسوم قدیم ادبیات فارسی، عربی و علوم دینی را فرا گرفت.
 
وی در ادبیات عربی تسلطی چشمگیر داشت. ذوق سرشار و طبع روان مطبوع اشعار نغزی پدید آورد که مورد پسند خاص و عام قرار گرفته است و به سبب ارادت خاص وی به خاندان اهل بیت (ع)، بیشتر اشعارش در مدح و رثای معصومین (ع) و سایر موضوعات مذهبی است. دیوان اشعار مطبوع نزد بازماندگان وی موجود است.
 
دانش (1300- 1339  هجری قمری)
 
میرزا محمد متخلص به دانش از شاگردان حوزه ی درس میرزا ابوطالب برجیس بود. وی همچنین در نگارش خطوط شکسته و نستعلیق مهارت داشت. دانش، فردی متدین و دل به معشوق بسته و بریده از علایق مادی و رنجور از فراق و هجر روی یار و عندلیبی در بوستان پروردگار همچون استاد روحانیش شعر و دین و محراب نماز را با هم در آمیخته و عشق حقیقی را محور تفکر و شعرش قرار داده است.
 
رفیعی (1316 - 1371هجری قمری)
 
محمد جواد فرزند ابوالقاسم از شعرای خوش قریحه و توانای قهفرخ است که اشعار بسیاری، از جمله؛ بحر طویلی که در آن نام کلیه شعرای قهفرخ را به نظم در آورده است.
 
مرحوم رفیعی مردی متواضع، حلیم، بردبار، صادق و دارای صراحت بیان بود. او نیز عاشقی شوریده و محو جمال معشوق ازلی اشعارش مشحون از سوز هجر یار خدای سبحان است.
 
شیوا (تولد 1278 هجری شمسی)
 
مرحوم سید حسین شجره فرزند سید عبدالرسول اصفهانی از اعضای انجمن ادبی شیوا بوده است. وی ادیبی توانا وسخن سرایی صاحب فضل بود که اشعاری خیال انگیز و لطیف سروده است. سید حسین شجره مدتی در قهفرخ به تعلیم کودکان مشغول بود و بعد راهی اصفهان و سپس تهران شد. از مرحوم شجره چند کتاب با عناوین "تحقیق در احوال و رباعیات خیام"، "روانشناسی امروز"، "شخصیت مولوی" و ... برجای مانده است.
 
امامی
 
سید کمال الدین امامی فرزند سید علی اکبر در شعر "امامی" تخلص داشت. وی مدتی شهردار فرخ شهر بود. آن گونه که از اشعارش هویداست مخالف ظلم و ستمگری بود و طبعی لطیف و روحیه ای ظریف داشت. دیوانی از اشعارش نزد فرزندان آن مرحوم موجود است. در شعر امامی اشارات عرفانی فراوانی به چشم می خورد.
 
فرزانه (وفات 1350هجری شمسی )
 
سید محمد فرزانه فرزند سید حسین، تحصیلات مقدماتی را در قهفرخ گذراند و مدتی نیز در اصفهان به کسب علم پرداخت. در سال 1339هجری قمری با تأسیس مدرسه و انجمن ادبی سعادت در قهفرخ که اولین مدرسه دولتی بود که به نام موسس نام گذاری می شد و سی و نهمین مدرسه در ایران محسوب می  شد، تدریس کرد و از زمان تأسیس مدرسه دولتی سنایی (سال 1307هجری شمسی) نیز حدود 40 سال در خدمت فرهنگ بود.
 
شایق
 
مرحوم محمود شایق از شعرای متأخر فرخ شهر، که در دهه گذشته بدرود حیات گفت. وی در اواخر عمر پیرمردی لاغر اندام و سپید موی بود که به شغل ساعت سازی اشتغال داشت. اشعاری که از مرحوم شایق باقی مانده است بیشتر در رثای امام حسین (ع) و شهیدان کربلا و گویای اخلاص و ارادت وی به ساحت مقدس ائمه اطهار است.
 
کیوان ( 1293هجری قمری)
 
محمود شفیعی فرزند هاشم در قهفرخ دیده به جهان گشود. وی یکی از شاگردان مبرز مرحوم حجه الاسلام ادیب نامور اولین موسس انجمن شعر و ادب میرزا ابوطالب برجیس بود.
 
وی پس از طی تحصیلات ابتدائی و متوسطه و گذراندن خدمت سربازی در تهران سکنی گزید و تحصیلات خود را در رشته حقوق ادامه داد. سپس در زمینه ادبیات به تحصیل پرداخت و به درجه دکترای ادبیات فارسی نائل شد. مرحوم دکتر شفیعی که در شعر "کیوان" تخلص می کرد از اوان عمر به سرودن شعر علاقه داشت و اشعار خود را در محضر میرزا ابوطالب برجیس ارائه و اصلاح می  کرد.
 
از مرحوم دکتر شفیعی اشعار بسیار و چند اثر مکتوب از جمله کتابی به نام "شاهنامه و دستور" به جای مانده است که به عنوان کتاب سال 1345 شناخته شده است.